خسته ام مثه ی قایق شکسته ام . انرژیم شده صفر؛صفره صفر . تو دلم پر از حرف های نگفته ، حرفایی که جرات گفتنشون حتی برای خودم نیست .شده منفی از خودم بدم آمده تو دلم بغضه هر چقدر فکر میکنم می بینم لیلا درست میگفت .. دو دلم سر دوراهیم ریز جزئیات رو نوشتم اما روز از نو روزی از نو..کی به ارامش خواهم رسید؟ چجور!
این زود ثبات نداشتنم عصبانیم میکنه،اینکه خوش قولم اما اون سری قول هایی که بخودم میدم عقل ومنطق میره کنار ، احساس بهشونحاکم میشه وعمل نمی کنم .قبل از اینکه انگشت اشاره ام رو سمت کسی بگیرم ومقصر بدونم میگم مسبب همه اینا خودمم. میگن خودت حال خودتو خوب کن اما چجوری؟
دلم میخواد خدا از اون بالا بیاد پایین سرمو بزارم روشونش بدون هیچ حرفی کلامی فقط از ته دلم اشک بریزم... همینقدر بچگانه ، همینقدر قانع.(من بد خیلی بد اما خودت میدونی همه دار وندار من تویی. نا امید نیستم اما تو باش تو کمکم کن ؛ کمکم کن انقدر زود دلم نگیره. یه مریم قوی و خود ساخته .. هوامو داشته باش )
این وبلاگ بعضی پست ها شده ناله کردن ؛ دوس دارم پاک بشه نباشه .نباشم حتی اینجا اما با همه اینا دوسش دارم ؛ دلم نمیاد اون چی که دوست دارم از دست بدم .
امروز ادامه فرش ها رو شستیم تا چند روز دیگه درگیرودال خونه تکونی بعدش بخیر تموم.بهشون گفتم خاطرات امروز روثبت می کنم که اگر سالی دیگه عمری بود بگم چه اتفاقایی افتاده (یادمون میره)که بمونه تو دفترچه خاطرات . کرونا به اینجا هم رسید امیدوارم تا بیشتر از این جان انسان ها گرفته نشه.. اینطور دفن شدن ها یجور حس غربت داره کی بیاد سر مزارت برات فاتحه بخونه !دوست ندارم اینطور بمیرم و اینکه دوست ندارم هیچ مسلمونیاینطور بمیره.
+گاهی میگم که نوشتن روزمره هام چقدر میتونه مفید برای بقیه باشه !
چقدر پراکنده گویی واز این شاخه به اون شاخه پریدم.نوشتنمم ضعیفه (انگار امشب اومدم گِله کنم از خودم وهعی غر بزنم این چه وضعه:))!.برای شاید اولین بار کمی بیشتر و واضحتر گفتم که احتمالا پاک بشه
+پروازم آدرس وبلاگت از لیستم پاک شده اگر اینجا رو خوندی دوست داشتی آدرستو بزاری خوشحال میشم:)
برچسب:
نویسنده: آریا احمدی