+خدایا بابت لحظه لحظه ی نفس کشیدنم شکر بابت روزای که گذشته و روزایی که داره میگذره شکر ولی یبار بشه اونی که من میخوام چی میشه ؟!
+یه کتابخونه نقلی قشنگ پراز کتابای جورواجور باشه و ساعتها لم بدم وکتاباشو بخونم بدون هیچ استرس ونگرانی
+قند تو دلم آب میشه وقتی سوار ماشینم وباد وحشی میخوره توصورتم :))امشب پراز حرفم اماپای نوشتن که میاد مغزم گیر پاژ میکنه:)
مرید خیال توایم ای بی خبر زحالِ ما.بی معرفت!
برچسب:
نویسنده: آریا احمدی