(۷۲)
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:17
چقدر خوبه که میشه طرز تفکرو دید بلاگرها نسبت به موضوعات که اطرافه وهمچنین نحوه برخورداشون آشنا شد . وبتونی استفاده مفید داشته باشی.خوشحالم بلاگرهایی رو دنبال می کنم که سطح دید بالایی دارن :)
(۵۳)
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:23
قناری من بخوان، بخوان که مرا خود بهانه خواندن هاست زِ لانه سازی این مرغ در گذرگه باد وزنده رود که جاری است تا دلِ مرداب هوشنگ گلشیری +دوصد افسوس که اینجوری دنیا رو به کام هم تلخ میکنیم و ای کاش اونطوری که تو خلوت خودمون قشنگ وشیرین حرف میزنیم باهم ودرکنار هم ، همینطور باشیم :)
(۵۴)
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:23
درمن یک تیمارستان وجود دارد یک تیمارستان با هفتاد تختخواب ، هفتاد تختخواب با هفتاد دیوانه وسخت ترین کار دنیارا من میکنم زمانی که از من می پرسند خوبی؟! ومن باید یک تیمارستان هفتاد تختخوابی را آرام کنم
(۵۵ )
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:23
چه خوب بوداگر همه چیز را میشد نوشت.اگر میتوانستم افکار خودم را به دیگری بفهمانم، میتوانستم بگویم. نه .. یک احساساتی هست، یک چیزهایی است که نمیشود به دیگری فهماند، نمیشود گفت، آدم رامسخره میکنند. هر کسی مطابق افکار خودش دیگری را قضاوت میکند. زبان آدمیزاد مثل خود او ناقص و نا توان است صادق هدایت +کاش ...
(۵۶)
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:23
شیر آب رو باز کنی مغزتو بگیری زیر فشار آب وقشنگ بشوریش بزاری زیر نور آفتاب تا خشک بشه کثیفیاش بره بعد جابجاش کنی سر جای اولش که ذهنت خالی بشه از فکرای جور واجور وصدالبته بیهوده همینطور قلبت رو از لاب
(۵۷)
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:23
ای کلبه ی متروک فروریخته برخویش ویرانه شدن چاره ی بیگانه شدن بود...؟ "فاضل نظری" +مارا که به جز توبه شکستن هنری نیست .خلف وعده عمل کردم باشه اینجا تا یادم بمونه !
(۵۸)
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:23
اگه یه روز بری سفر بری زپیشم بی خبر اسیر رویاها میشم دوباره باز تنها میشم به شب میگم پیشم بمونه به باد میگم تاصبح بخونه بخونه از دیار یاری چرا میری تنهام میزاری اگه یه روز _فریال +اونقدر حرف حرف حرفه باشه ذهن خودمو قلقلک بده هرچند آزار دهندست اما حداقلش اینه بعدا پشیمون نمیشی از گفتن شب از نیمه گذشت...
(۵۹)
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:23
امان امان امان چی شد که به این جاها رسیدیم وعرصه رو برای همدیگه تنگ میکنیم ؟!، سر هیچ وپوچ به هر نحوی همو کنار میزنیم .انسانیت کجاست ؟ اونقدر غرق جزئیات زندگی شدیم که یادمون رفته چرا وبرای چی زندگی میکنیم .امان از این غریزه حیوانی که از آدمیت بدورمون کرده !
(۶۰)
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:23
بیست ودومین روز از بهمن ماه نودوشش مثه امروز به همین ساعت وهوای ابریش تلخ ترین وغم انگیز ترین خبر بهمون رسید که بعد از گذشت یکسال درباورمون نگنجید که برای همیشه کنارمون نیستی فکر می کنم سر کار هستی وق
(۶۱)
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:23
دلم هوای آفتاب می کنددلم هوای آفتاب می کنددلم هوای آفتاب می کند
(۶۲)
-
تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:23
نگاهت که میکنم احساس میکنم سال هاست ندیدمت ؛ چقدر دلم برای تو تنگ شده ؛کنارم بودی امامن چقدر دور بودم ازت مامان... اگه میشد ومیتونستم برم کوه واین حجم از دلتنگی رو سرازیر کنم خیلی خوب بود .آه ...